اخبار ويژه
 

•  بولتن مدعی شد:
با وجود گلایه های اخیر دکتر احمدی نژاد از همراهی نکردن برخی دستگاه ها و وجود باندهای قدرت در بعضی از ادارات که مانع از اقدامات اصلاحی دولت می شوند؛ به تازگی گمرک ایران طی بخش نامه ای به شماره ٢١۴٢٧/٢٧٨/۵٢۵/١٠۶/۵۴/م هرگونه همکاری گمرکات کشور را با ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز که مستقیما زیر نظر ریاست جمهوری اداره می شود، ممنوع اعلام کرده است.


• شهاب نیوز مدعی شد:
گفته می شود محمدباقرقالیباف شهردار تهران در یک اقدام جالب و بی سابقه، با تک تک منتخبان هشتمین دوره مجلس تماس تلفنی گرفته و پیروزی آن ها را در انتخابات تبریک گفته است. قالیباف برای این نمایندگان آرزوی موفقیت کرده است.


• جهان مدعی شد:
پس از انتصاب علی احمدی، ریاست سابق دانشگاه پیام نور به عنوان وزیر آموزش وپرورش، شنیده شده به تازگی با سیدحسن مرادی نماینده مردم اراک در مجلس برای تصدی ریاست دانشگاه پیام نور گفت وگوهایی انجام شده است.


• رجا-
این سایت تصویر نامه ای رامنتشر کرد که وزارت علوم در این نامه به روسای کلیه دانشگاه ها، مراکز، پژوهشگاه ها، پژوهشکده ها، پارک های علم و فناوری و سایر موسسات وابسته، دستور بررسی همکاری با هوشنگ امیراحمدی دلال رابطه ایران و آمریکا را صادر کرده است.


• نوروز مدعی شد:
در حالی که قرار بود لاریجانی در جریان سفر خود در یکی از مساجد اصلی اصفهان به نفع علی اکبرپرورش و محمدتقی رهبر، نامزدهای دور دوم انتخابات اصفهان، سخنرانی کند، در آخرین لحظات این سفر لغو شد، لاریجانی دلیل این اتفاق را بیماری دختر خود عنوان کرده است.


• تابناک مدعی شد:
خبرنگار آزاد صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در کویت، پس از فراخوانی سازمان امنیت این کشور، به طور توهین آمیزی بازداشت شد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - رضا غياث آبادي

 

•  بولتن مدعی شد:
با وجود گلایه های اخیر دکتر احمدی نژاد از همراهی نکردن برخی دستگاه ها و وجود باندهای قدرت در بعضی از ادارات که مانع از اقدامات اصلاحی دولت می شوند؛ به تازگی گمرک ایران طی بخش نامه ای به شماره ٢١۴٢٧/٢٧٨/۵٢۵/١٠۶/۵۴/م هرگونه همکاری گمرکات کشور را با ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز که مستقیما زیر نظر ریاست جمهوری اداره می شود، ممنوع اعلام کرده است.


• شهاب نیوز مدعی شد:
گفته می شود محمدباقرقالیباف شهردار تهران در یک اقدام جالب و بی سابقه، با تک تک منتخبان هشتمین دوره مجلس تماس تلفنی گرفته و پیروزی آن ها را در انتخابات تبریک گفته است. قالیباف برای این نمایندگان آرزوی موفقیت کرده است.


• جهان مدعی شد:
پس از انتصاب علی احمدی، ریاست سابق دانشگاه پیام نور به عنوان وزیر آموزش وپرورش، شنیده شده به تازگی با سیدحسن مرادی نماینده مردم اراک در مجلس برای تصدی ریاست دانشگاه پیام نور گفت وگوهایی انجام شده است.


• رجا-
این سایت تصویر نامه ای رامنتشر کرد که وزارت علوم در این نامه به روسای کلیه دانشگاه ها، مراکز، پژوهشگاه ها، پژوهشکده ها، پارک های علم و فناوری و سایر موسسات وابسته، دستور بررسی همکاری با هوشنگ امیراحمدی دلال رابطه ایران و آمریکا را صادر کرده است.


• نوروز مدعی شد:
در حالی که قرار بود لاریجانی در جریان سفر خود در یکی از مساجد اصلی اصفهان به نفع علی اکبرپرورش و محمدتقی رهبر، نامزدهای دور دوم انتخابات اصفهان، سخنرانی کند، در آخرین لحظات این سفر لغو شد، لاریجانی دلیل این اتفاق را بیماری دختر خود عنوان کرده است.


• تابناک مدعی شد:
خبرنگار آزاد صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در کویت، پس از فراخوانی سازمان امنیت این کشور، به طور توهین آمیزی بازداشت شد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - رضا غياث آبادي

 

عصر ایران مدعی شد:
گفته می شود پرویز داوودی معاون اول رئیس جمهوری، در ابلاغ ضوابط اجرایی بودجه سال ٨٧، از دستگاه های دولتی خواسته است که بودجه سال ٨٧ را تنها به میزان ٨٠ درصد رقم تصویب شده اعمال کنند.


• رجا مدعی شد:
شنیده شده یکی از خبرنگاران پارلمانی سابق مجلس که طی چند ماه گذشته برای شرکت در دوره های آموزشی بی.بی.سی به لندن سفر کرده بود، در بازگشت به تهران ضمن دیدار با برخی نمایندگان، خواستار میانجی گری آن ها برای دیدار با رئیس مجلس شده است.


• تابناک مدعی شد:
بیش از یک ماه است که ماءالشعیرها الکل دار که به صورت رسمی از روسیه وارد ایران شده، در فروشگاه ها و رستوران های کشورمان به ویژه در تهران عرضه می شود. این ماءالشعیرها دارای ۵ درصد الکل است و توسط شرکت ... با مجوز رسمی وزارت بازرگانی جمهوری اسلامی ایران از روسیه وارد کشور شده است.


• الف مدعی شد:
به تازگی خبرهایی مبنی بر تغییر چندین معاون در آموزش و پرورش شنیده می شود، ضمن این که وزیر آموزش و پرورش اظهار امیدواری کرده است که در کادر معاونان این وزارت خانه، زنان نیز حضور خواهند داشت.


• جهان مدعی شد:
شنیده شده یکی از سالن های آرایش زنجیره ای فرانسوی پس از ٢ سال مذاکره با برخی افراد با نفوذ در ایران، برای افتتاح سالن های آرایش در ایران به توافق رسیده است. قرار است اولین آرایشگاه در تابستان سال جاری در تهران آغاز به کار کند.


 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٧ - رضا غياث آبادي

 

تازه های مطبوعات

•جمهوری اسلامی

مصر حافظ منافع ایران در قاهره را به وزارت خارجه این کشور احضار کرد. این اقدام در اعتراض به برگزاری تجمعی مقابل دفتر حفاظت منافع مصر در تهران صورت گرفت.


•فرهنگ آشتی-
گفته می شود دیوید میلی بند، وزیرخارجه انگلستان قرار است طی چند هفته آینده به ایران سفر کند. هدف «میلی بند» از این سفر که پس از صدور قطعنامه سوم شورای امنیت علیه ایران صورت می گیرد، ارائه بسته تشویقی دولت انگلیس به تهران می باشد که هدف اصلی آن تعلیق موقت غنی سازی از سوی ایران است. هم چنین احتمال می رود که از سوی طرف انگلیسی، گزینه های دیگری نیز از تعامل و یا تقابل اتحادیه اروپا با ایران مطرح شود.


•جوان-
گفته می شود طی یک ماه گذشته تعدادی از سفارت خانه های کشورهای مختلف آمریکایی و اروپایی با برقراری تماس با فعالان رسانه ای کشور سعی در تقویت همکاری با آن ها کرده اند، سفارت خانه های کشورهای آمریکای شمالی، اروپای غربی وآسیای شرقی از جمله این نمایندگی های خارجی هستند که به تازگی دیدارهایی با خبرنگاران و روزنامه نگاران ایرانی داشته اند.


•اعتماد-
منصور واعظی دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی ایران اعلام کرد طرح جمع آوری کتاب های منفی از کتابخانه های سراسر کشور به زودی اجرا خواهد شد.
انعکاس

• ایرانیوز نوشت:

آیت  الله العظمی مکارم شیرازی با تاکید براین که باید از کارهایی که موجب دوری مردم از اسلام وتشیع می شود خودداری کنیم، یادآور شد که چون عزاداری ها رمز بقای تشیع بوده، برنامه های دشمن نیز دراین راستاست.


• "جهان مدعی شد:
دیدار آیت  الله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران از کویت به درخواست وی لغو شده است. یک منبع آگاه در وزارت خارجه گفت: دیدار مذکور از سوی آیت  الله هاشمی شاهرودی و به دلیل برخی مسائل درباره برگزاری مراسم بزرگداشت شهید مغنیه دراین کشور انجام نشده است.


• "ایرنا ١۶ نوشت:
یک منبع آگاه در اصفهان از تشکیل ستاد تبلیغاتی نامزد نمایندگی حوزه انتخابیه اردل و فارسان از استان چهارمحال و بختیاری در شهر اصفهان خبرداد. این منبع، هدف از این اقدام را جلب آرای اردلی ها و فارسانی های مقیم شهر اصفهان دانست.


• "رجا نوشت:
یک روزنامه دست راستی انگلیس به پخش یک انیمیشن ۶ دقیقه ای از تلویزیون ایران واکنش نشان داد و نوشت: تلویزیون ایران در برنامه ای کارتونی نشان داد که سناتور جان مک کین در دیدار با گروهی از بازرگانان و جاسوسان، موضوع تغییر رژیم دراین کشور را بررسی می کند.


• "فردا مدعی شد
احمد توکلی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوالی با برشمردن شروطی از جمله اجرایی کردن قانون سیاست های کلی اصل ۴۴ و اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری، اعلام کرد، حاضر به بوسیدن دست احمدی نژاد است.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٦ - رضا غياث آبادي

 

بعد  از مدتها فرصتی شد تا فصل اول مقاله ای که ذهنم را مدتها اشغال کرده بود آماده کنم

 

 

جامعه شناسي در انتظار ارسطو

 

مقدمه

 

"علوم اجتماعی به آن منظور پدید آمده اند تا طرح مشکلات اجتماعی کنند وتدابیری بر ای اصلاح عملی جامعه بیندیشیم این علوم درجوامعی پا گرفته اند که مردمان آن جوامع به مشکلات جامعه و رفع آن می اندیشیده اند[و به عبارت بهتر]  جامعه شناسي برای تغییرآمد " ( سروش،19:1376) بدين منظور آموزش و يادگيري اين علم به عنوان يك رشته آكادميك استقبالي روز افزون يافت

"یاد گیری جامعه شناسی در حقيقت به معنای رها کردن تحليل هاي  شخصی درباره جهان و نگریستن به تاثیرات اجتماعی است که زندگی ما را شکل می دهند البته بديهي است كه جامعه شناسی واقعیت تجربه فردی را  انکار نمی کند اما آگاهی ژرفتری از ویژگی های فردی خودمان به دست می آورند"( گیدنز، صبوري  ،1385، 29)

در اين رهگذر عمر کوتاه علم جامعه شناسی اگرچه  بسیار پر بار و مملو از نظریات و ایده ها و توضیحات قابل توجه و علاقه در جامعه است اما به دلایلی درونی و بیرونی در راهبری و ساخت زیربنایی استوار برای پژوهشهای علوم اجتماعی کمتر موفق بوده است

"پس از جنگ جهاني اول نظريه پردازان " سرشناس " اعتبار خود را از دست دادند . بارشد تجربه گرايي افراطي دانشمندان اجتماعي از نظريه پردازي دست كشيدند و در صبحي كاذب به پژوهشهاي بدون نظريه درباره پديده هايي پرداختند كه تقريبا هيچ نتيجه اي نداشت . برخي از دانشمندان با سابقه همچنان به نظريه پردازي ادامه دادند در حاليكه گهگاه با خصومتي توام با بردباري با آنها برخورد مي شد امروزه اين وضعيت حداقل به طور سطحي تغيير كرده است و به طور كلي پذيرفته شده است كه نظريه بخش ضروري هر پژوهش علمي است ". (كوزر و روزنبرگ ، ارشاد،1385 : 19)

 "در اين چند دهه اخيرموضوع رابطه بين نظريه و تحقيق در جامعه شناسي آمريكايي به صورت علاقه اي پيگير درآمده است.((كشف مجدد)) برخي نظريه پردازان اروپايي مانند ماكس وبر ،اميل دوركيم، گئورگ زيمل  ونيز يورش هاي بي امان جامعه شناسان نسل جوان علاقه مند به نظريه پردازي بر عليه بازار پر فعاليت گرد آوري اطلاعات  به وضعيتي رسيد كه مي توان آن را نوزايي (رنسانس) جامعه شناسي آمريكايي ناميد (كوزر و روزنبرگ ، ارشاد، 1385 : 18)

اما هنوز هم به نظر مي رسد راهي طولاني براي  پيوند عميق ميان نظريه و قضاياي  پژوهشي در پيش است به شكلي كه  برداشتن چندين مانع اساسي از اين راه صعب العبور كه در اين مقاله به آن خواهيم پرداخت  اولين گام هاي اساسي در اين راه است . اين مسئله در فضاي پژوهش هاي اجتماعي ايران شكلي پيچيده تر به خود دارد

"دكتر حميدرضا جلايي‏پور عضو هيأت علمي دانشگاه تهران معتقد است بازار جامعه‏شناسي سرگرم‏كننده در ايران داغ‏تر از جامعه‏شناسي راه‏گشاست و مسائل جدي جامعه در آكادمي‏هاي علوم اجتماعي ايران كمتر مورد توجه قرار مي‏گيرند. وي در پاسخ به پرسش خبرنامه انجمن جامعه‏شناسي ايران، اين موضوع را به عنوان يكي از مسائل جامعه‏شناسي در کشور مطرح كرد و گفت: ” متأسفانه من فكر مي‏كنم در كشورما مي‏توان دانشجوي جامعه‏شناسي بود، تحقيقاتي انجام داد و مدرك دانشگاهي گرفت و در عين حال هيچ توجهي به معضلات اساسي جامعه نداشت. حال اينكه اگر محققان و دانشجويان درباره اين مسائل تحقيق كنند، علوم اجتماعي نيز كه شامل مفاهيم، نظريه‏ها و پارادايم‏هاي اين دانش است، عصاي دست محقق خواهند شد. در حالي كه در شرايط فعلي به نظر مي‏رسد اين مفاهيم حجاب كار محقق شده و صرفاً براي نمايش علمي بودن يك تحقيق جنبه صوري و تزئيني پيدا مي‏كنند كه اين خود به مانعي براي رشد علوم اجتماعي در كشور بدل شده است.

جلايي‏پور همچنين بنا به تجربه خود، معتقد است كه ابهام در فهم دقيق علوم اجتماعي توسط اصحاب اين رشته، يكي ديگر از مسائل اين دانش در ايران است"[1]

اين مقاله با پرداختن به موانع  اصلي  در بكارگيري نظریات جامعه شناسی درپژوهش هاي اجتماعي  دو  بخش  روش شناختي  و تاريخي  به تحليل آنها مي پردازد 

 

موانع كاربرد نظريات جامعه شناسي براي تبيين قضايا در پژوهش

ساختار منطقي تبيين ها اجتماعي  مبتني براين اصل است كه حادثه اي يا نظمي خاص را مي توان تحت قانون يا قوانيني عام مندرج نمود البته چنان نيست كه جميع تبيين ها متكي به قوانين عام قضاياي كلي باشد " ( ليتل ، سروش ، 1385 : 8)

اين قوانين عام قضاياي كلي در جامعه شناسي در نظريات ارائه شده توسط بنيانگذاران و بزرگان اين رشته متجلي است  كه  به برخي از چالشهاي پيش روي ساختار تبيين هاي اجتماعي  خواهيم پرداخت 

در  خصوص موانع كاربرد نظريات جامعه شناسي درتبيين قضاياي  پژوهش هاي علوم اجتماعي معضلاتي اساسي وجود دارد كه به كنكاشي با مداقه بيشتر  براي بازسازي  اين دانش نوين  نيازمند است . به نظر مي رسد مهمترين مسئله  و در عين حال مغفولترين آن  در اين بكارگيري عدم، درك و فهم دقيق و صحيح نظريات و مطالبي است كه در اين عرصه ارائه شده است . فاصله اي پر ناشده اي  ميان نظريه و پژوهش بطور دائم وجود دارد كه نامشخص بودن چارچوبهاي تئوريك ، پراكندگي مفهومي و روش ناقص و مبهم انتزاع پديده هاي اجتماعي در قالب اصطلاحات چند پهلو ومبهم سنگ بناي اصلي اين فاصله است در يك تقسيم بندي كلي  موانع ياد شده در دو بخش روش شناختي  و تاريخي  عبارتند از :

1- روش شناختي 

الف ) متدولوژی ناقص و مبهم انتزاع و انتقام  مفاهيم

 ب) نقص منطق در جامعه شناسی و انتظار برای تولد ارسطوی جامعه شناسي

2- تاريخي

الف) عمر كوتاه  علم جامعه شناسي و موانع پيش رو

متدولوژی ناقص و مبهم انتزاع و انتقال  مفاهيم

"جامعه شناسی علمی است که حتی در تجربی ترین شکل خود نیز با نظریه سرو کار دارد .جامعه شناسی در مقام یک علم باید بتواند بنیانهای معروفتي و روش شناختی خود را روشن سازد و به تدوین نظریه اجتماعی وعرضه آن بپردازد" (توسلی ،1384: 23 )

نظريه ساختار پيچيده اي از گزاره است  واز آنجا كه گزاره ها هم از مفاهيم تشكيل شده اند مي توان گفت "نظريه ها  از مفاهيم ساخته شده اند.به بيان كلي تر ،مفاهيم به پديده ها دلالت يا اشاره دارند" (ترنر ، لهسايي زاده، 1382 : 13) به عبارت ديگر  " نظریه یک تعمیم جداشده ازیک موضوع عینی است "[2]

مفاهيم آشناي جامعه شناختي مانند: گروه ،سازمان رسمي ،قدرت ،قشربندي ،كنش ،هنجار،نقش ،پايگاه و اجتماعي شدن مي باشند .هركدام از اين اصطلاحات مفهومي است كه جنبه هاي دنياي اجتماعي را كه براي قصد تحليلي ويژه اي مهم است ،دربر مي گيرد." (ترنر ، لهسايي زاده، 1382 :13)

"البته بديهي است رديف ساده اي از مفاهيم تشكيل يك نظريه نمي دهد همانطور كه مرتون مي گويد : مفاهيم تعريف (يا حكم )اموري را كه بايد بررسي شوند تشكيل مي دهند . مفاهيم همان متغيرهايي هستند كه در عمل ارتباط بين آنها تحقيق مي شود"در عين حال مي دانيم كه هيچ نظريه اي بدون مفاهيم پرورده نمي شود فقط ارتباط هاي منطقي بين مفاهيم مختلف است كه به شكوفا شدن نظريه مي انجامد به نظر مي رسد (كوزر و روزنبرگ ، ارشاد، 1385 : 21)

مفاهيمي كه در نظريه سازي مفيد هستند داراي يك خصيصه ويژه مي باشند.اين مفاهيم مي كوشند تا معني واحدي را به تمام افرادي كه از آنها استفاده مي كنند ، منتقل نمايند.با اين وصف ،چون مفاهيم بوسيله واژه هاي روزمره نشان داده مي شود مشكل بتوان از مزاحمت واژه ها با معنائي مختلف براي دانشمندان متفاوت نجات يافت. به همين دليل است كه بسياري از مفاهيم (مانند:نمادها در رياضيات ) درعلم بيشتر به زبان تكنيكي يا "خنثي" تر به نمايش گذارده مي شوند ." (ترنر ، لهسايي زاده، 1382 :13)

درعلم ، مفاهيم مي توانند درجات متفاوت انتزاع را نشان دهند . اما در همه درجات انتزاع با يك مشكل روبرو است :چگونه ممكن است مفاهيم انتزاعي را به جريانات روزانه اطلاق كرد؟

،سودمندي يك مفهوم را وقتي مي توان نشان دادكه مسئله تجربي ويژه اي را كه محقق با آن مواجه بوده است ،دربرداشته باشد،درغير اين صورت،مفاهيم از فرايندهائي كه فرض براين بوده كه به فهم محقق كمك نمايند جداخواهند ماند. ." (همان:14)

"به قول بيكن اين مفاهيم پيش ساخته بر اذهان تسلط مي يابد و به جاي اشياء مي نشيند مخصوصا در جامعه شناسي كه امور اجتماعي را كسي جزآدميان به وجود نمي آورد و اين اشياء حاصل فعاليت بشر است" (دوركيم، كاردان، 1385 :42)

اما نكته اساسي در ساخت نظريه در جامعه شناسي ابهام و عدم يكپارچگي و بديهي دانستن مفاهيم  در نظريه ها  است .عموم جامعه شناسان با بدیهی فرض کردن برخی مفاهیم و یاتشريح  نکردن تعریف و نامشخص بودن مصادیق حدودو ثغور تعاریف خود مخاطب را در یک  وضعيت شناختي،  معلق می گذارند و توصیف و تعيين  مصادیق از مفاهیم  را یکسره بدیهی انگاشته و به مخاطب واگذار می کنند ، بطوريكه "دانشجويي كه با مفاهيم اصلي جامعه شناسي سرو كار دارد كمتر مي تواند از فرضيه هاي خاص براي تبيين مسئله اي پيچيده در قلمرو خاص تحقيقي خودش بهر ه گيرد" (كوزر و روزنبرگ ، ارشاد، 1385 : 21)

به جرات مي توان مي گفت در بسياري از  مفاهیم به کار برده شده در نظریات جامعه شناسی فرآیند تبدیل پدیده های  اجتماعی به مفاهیم و سازه هاي مفهومي مورد  غفلت و بی توجهی قرار گرفته است و  اصولا در بيان مصاديق  و تعاريف دقيق اصطلاحات بكار رفته با ديده اغماض نگريسته شده است  در اين حالت  محقق خود مي بايست با داشته هاي  ذهنی و دانش قبلی و تجربیات خود به صورت خلاقانه اي به تعيين و فهم عيني اين مفاهيم  بپردازد   نظريه پرداز با پیش فرضي بيان نشده  ، خواننده را آگاه از   مفاهيم و بي نياز از تعريف دقيق آنها مي داند  نیازی به توضیح بيشتر آنها نمي داند.

 ازطرفي ديگر با توجه به اينكه سنگ بناو نقطه آغاز نظريات جامعه شناسي مبتني بر وضع وتمايزبخشي به مفاهيم اوليه همچون جامعه، ساخت ،كنش  ، طبقه و كاركرد از ساير نظريه هاست فهم دقيق اين مطالب مستلزم دستيابي دقيق به مصاديق و روابط اين مصاديق با مفاهيم است .

تنگناهاي كلي نگاري و پرهيز از چيدمان منطقي و تشريح نشدن چگونگي  ساخت نظريه و اجزاء آن  ،فضايي پيچيده ،گنگ و مبهم را براي فهم و دستيابي به منظور و مقصود نويسنده ايجاد كرده است .

براي تحليل و بررسي بيشتر و به  منظور  تحليل آثار برخي از بزرگان و بنيانگذاران جامعه شناسي در 3 بخش به ارائه و بررسي اين موضوع مي پردازيم

1 ) نقدي بر بنيانگذاران جامعه شناسي

2) بررسي تنوع معنايي اصطلاحات

3) نقدي بر مكتب هاي جامعه شناسي

 

1) نقدي بر بنيانگذاران جامعه شناسي

 

1-1) نقدي بر وبر

 

 تلاش وافر ماكس وبر در كتاب اقتصاد و جامعه  ومقالات هفتگانه اش درباره روش شناسي علوم اجتماعي براي تبيين و تعريف اين مفاهيم اگر چه و كاري بس عظيم و بنايي سترگ است اما مصاديق مفاهيم و مرز هاي طبقه بندي آنها هنوز دچار ابهام است  بطور مثال مفهوم زيربنايي كنش به اقرار وبر دچار اين ابهامها است و براي  تشخيص و تمييز مصاديق تجربي آن كاري بس مشكل پيش روست

ماكس وبر جامعه شناسي را علم فراگير كنش اجتماعي مي دانست (كوزر،ثلاثي ،224:1386)  در همين حال وبر در کتاب اقتصاد جامعه می گوید " به سادگی نمی توان از لحاظ تجربه یک کنش معنی دار را از یک رفتار واکنشی صرف ،که هیچ گونه معنایی انتزاعی در آن دخیل نباشد مجزا کرد و بخش  عمده اي از رفتار مورد نظر جامعه شناس خصوص رفتار صرف سنتي در مرز میان این دو قرار می گردد" (وبر  ، منوچهري،ترابي نژاد،عمادزاده ، 1384: 26)

وبر در جایی دیگر می گوید :

"مفاهیم جامعه شناسی در مقایسه با واقعیات تاریخی به علت انتزاعی بودنشان به طور نسبی از عینیت لازم محرومند " (همان:45)

وی برای جبران این موضوع پیشنهاد می کند "جامعه شناس می تواند در تحلیل مفاهیم دقت بیشتری داشته باشد ايجاد چنين حدي از دقت منوط به حصول به درجه ممکن کفایت معنایی است ."( همان: 45)

این در حالی است که مفهوم "معنا" در تعریف جامعه شناختی مفهومی غامض و سخت پیچیده است وبراي فهم عملياتي آن  روش غیر عملی و پر نقص زیر ارائه می شود .

وبر مي گويد :

"  انسان مجبور نیست برای درک سزار،سزار باشد با وجود این اگربتوان خود را به جای شخص دیگری تصور کرد و به طور همدلانه در تجربه اوشرکت اطمینان بیشتری از تفسیر معنای کنش حاصل خواهد شد "

بسيار عجيب است كه در دانشي كه قامتي علمي براي خود متصور است  برای حصول مفهوم و معنای کنش راهی بدین سختی باید پیمود و در بسیاری اوقات به دلیل آنکه ساختار ذهنی افراد و شرایط زمانی و مکانی افراد از هم  متفاوت است لذا درک معنا خود به كنشهايي متفاوت و به لحاظ ادارك شخصي  آشفته تبدیل خواهد شد

وبر درجایی دیگر آورده است " برخی از اهداف یا ارزشهایی که کنش انسان را جهت می دهند فقط بعضی مواقع قابل شناختند آن هم اغلب نه بطور کامل " (همان: 27)

بسياري از منتقدين وبر اعتقاد دارند مرزهاي تعريف كنش اجتماعي و رفتار توسط وبر چنان نامعلوم است كه به سختي مي توان آن را تشخيص داد

در همين  حال برخي اصطلاحات به كار رفته توسط وبر دچار مشكل تعريف عملياتي ايت بطور مثال و به تعبير يان كرايب   "با معيار وبر براي تعريف ((طبقه)) ماهر كدام به طبقه اي جدا تعلق داريم مي توان گفت كه طبقات گوناگون حتي در درون مثلا ،يك طبقه شغلي وجود دارد" (يان كرايب ،مسمي پرست،224:1386)

کاملا قابل استنباط است که برخي مفاهیم بنیانی جامعه شناسی وبر علی رغم تلاش وبر هنوز دچارابهام و پیچیدگی های بسیاری است

 

2-1) نقدي بر دوركيم

اميل دوركيم در كتاب قواعد روش جامعه شناختي مي گويدكلماتي كه بيان كننده مفاهيم دولت ، حق حاكميت ، آزادي سياسي سوسياليسم و كمونيسم و مانند اينها در مباحثات جامعه شناسي همواره گفته و باز گفته مي شود يعني همه آنها را پيوسته با اطمينان خاطر به كار مي برند چنان كه گويي كاملا دانسته و شناخته شده است و حال آنكه آنچه ازاين كلمات برمي آيد معنايي مبهم و معجوني درهم و برهم ازاين تصورات است و تنها پيش داوري ها و احساسات را در ذهن پيدا مي كند (دوركيم ،كاردان،  1385 :46)

دورکیم نیز اگر چه زبانی ساده تر و بنیانی روان تر و مفاهیمی آشنا تر از وبر دارد و بسیاری از مفاهیم خود را در قواعد روش جامعه شناسی بیان می کند هم دچار برخی ابهامها در مراحل انتزاع مفاهیم است .

وي   در " ابتدای کتاب قواعد  روش جامعه شناسي " واقعه اجتماعی را برای تعریف و تسمیه تقریبا همه وقایعی به کار می برد که در درون جامعه رخ می دهد " (همان  : 27)

در تكميل اين تعريف وي  به  شیوه های عمل و فکر و احساس که در بیرون فرد وجود دارد و از قدرت و قوت اجباري برخوردارند اشاره دارد و  بدون پردازش بيشتر  مفهوم  شیوه های عمل و فکر و احساس  و با كمترين مثال ممكن بحث خود را به پيش مي برد و خواننده تقريبا در تشخيص آنكه در دنياي واقعي دقيقا مصاديق اين شيوه ها كدام است و تفاوت ميان عمل فكر و يا احساس چيست؟دچار سوالات و مشكلات بسياري است

شايد اشاره بيشتر به انواع مصاديق شیوه های عمل و فکر و احساس كار را  كمي ساده تر مي نمود اما جمع آوري اين مثالها در كل آثار دوركيم اگرچه غير ممكن نيست اما بايد بپذيريم اين نحوه كار در اصل از وظايف نظريه پرداز است نه  خوانندگان آثار وي، به علاوه اينكه اگر اين مكن باشد  و نزديكي به منظور دوركيم  از روش پيمودن اين راه كاري پرخطاست

همچنين  تميز دوركيم بين وجدان فردي و وجدان جمعي  بسيار مصنوعي و دلخواه است و در  روان شناسي وجامعه شناسي موارد بسيار مشابهي دارند كه دوركيم نمي خواسته بازشناسد (گي روشه ،زنجاني زاده ،31:1379)

در نقد دوركيم گفته مي شود كه معيار دوركيم براي شناخت واقعيت اجتماعي مبهم است مثلا ماهيت بيروني بودن آن ابهام دارد :آيا زبان كه يكي از مثالهاي اساسي دوركيم از واقعيت اجتماعي است دروني است يا بيروني و دقيقا چگونه مارا مجبور مي سازد ( يان كرايب ،مسمي پررست ، 1386 : 76)

در هيمن راستا سوال كلي تر آن است كه اساسا  تفاوت واقعه  اجتماعي با واقعه غير اجتماعي چيست و مزر اين وقايع با روانشناسي و زيست شناسي كه دعوي اصلي دوركيم است چگونه مشخص مي شود و اساسا چگونه مي توان بيروني و دروني بودن اين شيوه ها را مشخص كرد ؟

مشاهده مي شود چالش هاي بسياري در راه درك  و فهم مبناي فكري و تئوري  دوركيم وجود دارد



[1] http://social82.blogfa.com/post-77.aspx   برگرفته  از سايت

 

[2] (سخنراني  what is theory)

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٦ - رضا غياث آبادي

قسمت دوم

3-1) نقدي بر ماركس (1818-1883)

سترگ جامعه شناسي ديگر نيز راهي پر پيچ و خم در تبيين مفاهيم خود پيموده است . بر كسي پوشيده نيست كه مفهوم بنيادين طبقه در جامعه شناسي ماركس جايگاهي مهم و اساسي داردبه شكلي كه وي معتقد است " تاريخ جوامعي كه تاكنون موجود بوده اند ، تاريخ نبرد طبقاطي است " (ماركس ،34)

با اين حال و با آنكه زبان ماركس زباني روانتر و آسانتر از سايرين است اما "به درستي مي توان تصور كرد كه ماركس  درباره طبقه اجتماعي كه  مفهوم اصلي در كار وي  بوده است بسيار كم گفته است .چهل سطر مشهور درآخر جلد سوم سرمايه و سخنان پراكنده در جاهاي ديگر.

 اين موضوع داستاني پليسي را به خاطرم مي آورد كه قرباني در شرف مرگ درست قبل از آنكه بتواند نام قاتل را برزبان آورد مي ميرد" (يان كرايب ،مسمي پرست ، 172:1386)

  همچنين انتقاد كوزر و روزنبرگ درباره ابهام اين مفهوم خواندي است

" طبقه اصطلاح مبهمي است كه در گفتگوهاي رو زمره دقيق به كار نمي رود و در متون فني هم چندان با دقت به كار نرفته  است با وجود اين عموم مردم درك مي كنند كه طبقه به موقعيت سلسله مراتبي در نظم اجتماعي و توزعي افتراقي اعتبار برپايه اين موقعيت مربوط مي شود . طبقه تبيين يك شكل قشر بندي است كه با شكل عمده ديگر كه معمولا (كاست ) ناميده مي شود تفاوت دارد .طبقه بر تحرك يعني امكان تحرك به بالا و پايين سلسله مراتب اجتماعي دلالت دارد در حاليكه ويژگي رابطه ارثي عامل تمايز يك كاست با ديگر كاست ها كارل ماركس  درآخرين پاراگرافهاي جلد سوم شاهكارش خيلي دير به فكر تعريف طبقه افتاد ما هم به دو دليل گفته وسوسه انگيز ماركس در سرمايه را بازگو مي كنيم .نخست تا آنجا كه مي دانيم در هيچ اثر شناخته شده ديگر ماركس اينقدر آشكار در باره طبقه صحبت نشده است .دوم قطعه انتخابي از متن ناتمام كلاسيك بيانگر آن است كه خواننده ممكن است هر گونه استنباطي از اين مفهوم بنيادي ماركس داشته باشد خود ماركس از پيچيده بودن آن كاملا آگاهي داشت.(كوزر و روزبرگ ، ارشاد ، 1385 : 324)

 

4-1)نقدي بر زيمل

گفته مي شود "زيمل علاقه اي به نظامند كردن روش يا نظريه اي ندارد "(يان كرايب ،مسمي پرست ،298،1386) با اين وجود " شايد هيچ چيز بهتر از نظر زميل در باره گرايش تاريخ جديد،  برداشت عميقا تناقض آميز  او را از  فرهنگ و جامعه معاصر آشكار نسازد اين نظر تركيبي از برآوردهاي آشكارا تناقض آميز  از پيشرفت خواهي ليبرالي و بدبيني فرهنگي است ،همچنان كه در نوشته هاي هربرت اسپنسر و در ايدآليسم آلماني از زمان شيلر ونيچه به بعد منعكس و آشكار شده است (كورز ، ثلاثي ،262:1383)

از سويي ديگر زيمل به عرصه نظريه پردازان تضاد تعلق دارد اما " به ميزان گسترده اي خصوصيات تضاد را روشن ننموده است و  پيوسته از نامگذاري هاي خود استفاده مي كندو  تفاوتهايي كه مطرح كرده  يك بحث طولاني در ميان جامعه شناسان معاصر بر سر اينكه تضاد چه هست و چه نيست را ملهم نموده است" (ترنر ، لهسايي زاده، 1382 : 117)

ابهام در مهمترين اصطلاح  جامعه شناسي زيمل راه را براي  درك ساير مفاهيم  مطرح شده توسط وي مشكل مي كند

 

5-1)  نقدي بر پارسونز

از جامعه شناساني كه آماج انتقاداتي در حوزه مبهم گويي  و كلي پردازي بوده اند پارسونز است وي در سطحي بسيار انتزاعي به پردازش نظريه خود پرداخته است  به شكلي كه "برخي جامعه شناسان مانند الگزاندر (1978)و منزيس (1977) كارهاي پارسونز را نوعي" خلط بدعت" و سردرگمي مي انگارند".(ريتز، ثلاثي، 1384: 532)

                همچنين گفته مي شود " تحليل پارسونز  بيش از حد كل گرا است و پرداختي ناقص و موهوم از كنش اجتماعي دارد در نظر وي  تمايز ميان نظام اجتماعي ،نهاد ،ساخت اجتماعي روشن نيست واز اين حيث اختلاطي مشهود است  در واقع ساخت از نظر پارسونز و پيروانش چيزي جز دور باطل لفظي نيست ".(توسلي ،201:1384)

سي رايت ميلز نيز انتقاداتي بسيار تندي به پارسونز كرده است  همچنين مرتن در اين باره مي گويد" راهبردهاي كساني چون پارسونز واقعا نظريه نيستند ،بلكه نظامهاي فلسفي هستند كه مدلولهاي متفاوت وزرق و برق معمارانه دارند و بي ثمر هستند

 به نظر مرتن اين گونه انگاره هاي نظري فراگير ناپخته اند ،زيرا مباني نظري و تجربي لازم براي تكميل آنها هنوز ريخته نشده است(ترنر ، لهسايي زاده، 1382 : 87)

" ازديد انتقادي مرتن ،وقتي چنين بنيادي وجود ندارد آنچه به عنوان نظريه جامعه شناسي رشد مي كند  ،عبارت است از جهت گيريهاي عمومي نسبت به داده ها ، انواع دلالت كننده متغيرهايي كه نظريه پردازان بايد به طريقي آنها را به حساب بياورند به جاي احكام داراي صورت بندي روشن و قابل تغيير درباره روابط بين متغيرهاي مشخص شده ."( مرتون ،47:1968

 

2) بررسي تنوع معنايي اصطلاحات

ابهام در تعريف مفاهيم و تعيين دقيق مصاديق و مرزهاي آن با ساير مفاهيم و اصطلاحات اساسي  به كار رفته در نظريات  علوم اجتماعي  و نظريه پردازان تنها دراين سطح باقي نمي ماند اين موضوع زماني غامض تر مي شود كه هريك از اين نظريه پردازان با بكارگيري معنايي خاص از يك عبارت يا اصطلاح  آشفتگي معنايي را مضاعف مي كنند وينچ مي گويد :  اگرچه همه دانشمندان با يك كلمه خاص آغاز به مطالعه مي كنند اما آنها نمي توانند بدون يك بينش ازموضوع پژوهش را آغاز كنند

بطور مثال به شكلي كه گي روشه مي گويد "معناي ساده واژه فونكسيون در جامعه شناسي لااقل چهار معناي متفاوت دارد و لازم است كه براي معناهاي گوناگون نسبت داده شده به واژه هاي فونكسيون و فونكسيوناسيسم ترتيبي قائل شد اين دو واژه معنايي نسبتا متفاوت دارند كه در  مباحثاتي كه به وجود آورده اند سهمي دارند.(گي روشه ، زنجاني زاده ، 1384: 126)

تلاش قابل تحسين  كوزر و روزنبرگ در كتاب  نظريه هاي بنيادي جامعه شناختي براي تدوين تعاريف و مفاهيم جامعه شناسي  بسياري از اين تفاوتهاي معنايي را روشن مي كند و  به پژوهشگران كمك بسيار مي كند  تا تفاوتها و تمايزات مفاهيمي كه بسياري از اوقات با كلمات و عبارات مشابه استفاده مي شود را درك كنداما دراين كتاب بارها و به صراحت از تنوع معنايي به همراه ابهام گويي اشارات فراوان شده است كه به بسياري از آنها اشاره شد .

بطور مثال" از عبارت فرهنگ تعريف هاي بسيار متفاوتي از فرهنگ وجود دارد" (كوزر و روزنبرگ ، ارشاد، 1385 : 165) و يا اصطلاح كنترل اجتماعي را به صورت مفهومي نسبتا مبهمي به كار رفته است " (همان : 105)

و يا بطور مثال  اصطلاح پرمصرف ايدئولوژي كه در بسياري از مكتوبات علوم اجتمعاي موجود است داراي تنوع معنايي بسياري است  "واژه ايدئولوژي را  آنتوان دستوت دوتراسي  در انقلاب فرانسه براي  اشاره به علم ايده ها به كاربرد اين واژه از آن زمان تا كنون از بيخ وبن معني خود را تغيير داده است : امروزه واژه اي است كه اغلب به گونه انتقادي استفاده مي شود در فرهنگ بريتانيا و آمريكاي شمالي ،ايدئولوژي براي محكوم كردن هر بحث نظري به كار مي رود ودر مواقع ديگر ممكن است براي توصيف جهان بيني عام به كار مي رود اين واژه براي ماركسيستها وخود ماركس و يا ماركسيسم مدرن معنا هاي متفاوتي دارد" (يان كرايب ،مسمي پرست ،186:1386)

يان كرايب در توضيح يكي از جنبه هاي اصطلاح ايدئولوژي و كاربرد آن توسط ماركس مي گويد ." مشكل بتوان آن را با عباراتي ساده بيان كرد ولي من حداكثر سعي خود را خواهم كرد "(يان كرايب ،مسمي پرست :96:1386)

نكته قابل توجه آنكه بسياري از بنيانهاي معرفتي نظريات علوم اجتماعي بر تمايزات مفهومي ميان نظريه پردازان استوار است  اين در حالي كه نظريه پردازان در بسياري از اوقات در كتب و مقالات متعدد بدون توجه به اين مسئله سرنوشت ساز در تبيين پديده هاي اجتماعي  از اين اصطلاحات استفاده مي كنند

3) نقدي بر مكتب هاي جامعه شناسي

 

علاوه بر آنچه تاكنون اشاره شد برخي از پادايم ها  و مكاتب  جامعه شناختي هم بطور كلي دچار تنوع مفهومي و مصداقي در بكارگيري عبارات واحد  هستند

 بطور مثال در حالي كه " نظريه پردازي جامعه شناختي در چند دهه اخير به طور عميقي تحت تاثير گروهي از انديشمنداني بوده است كه بررويكرد موسوم به "ساختاري" يا "ساختاري – كاركردي" معتقدند .[با اين وجود]  همگي محققان اجتماعي كه در اين رويكرد كاركرده اند با معاني و دلالت هاي اين اصطلاح ها توافق نظر ندارند (كوزر و روزنبرگ ، ارشاد، 1385: 501)

در همين حال "يكي از انتقادهايي كه غالبا بيان مي شود (آبراهامسون 1987 هيلز 1995) اين است كه كاركرد گرايي ساختاري اساسا مبهم ٬ناروشن و پراز ابهام است

 براي مثال منظور از ساختار٬ كاركرد و نظام اجتماعي دقيقا چيست ؟ چگونه بخشهاي نظام اجتماعي به يكديگر و نيز به نظام اجتماعي گسترده ارتباط مي يابند ؟" (ريترز، ثلاثي ، 1384: 153)

در نظريه  ساخت گرايي ،ساخت به مفاهيمي انتزاعي و مجرد و غير قابل دسترسي ارجاع مي شود و از سويي به غبار پراكنده اي از روابط اجتماعي با ارتباطات كه پايه مشخصي ندارد و بهترين حالت به مجموعه نقشها ،پايگاه ها و الگوها و يا ارزشهاي كم وبيش پراكنده اي باز مي گردد كه اعتبار و بنيان وحدت آن در يك كل اجتماعي نامشخص است (توسلي ، 197:1384)

از نكاتي كه ريتزر مطرح مي كند اين است كه "آنچه آبرل و همكارانش  (1967 و 195) از پيش نيازهاي كاركردي بيان مي كنند با هيچ جامعه واقعي به گونه عيني ارتباط ندارد بلكه در يك سطح بسيار انتزاعي مطرح مي شود .

وي نظريه كشمكش را  مانند كاركرد گرايي ساختاري نظريه اي تقريبا يكسويه مي داند  و در نتيجه اظهار مي دارد كه نظريه كشمكش براي فهم انديشه و كنش فرد چيز زيادي به دست نمي دهدو به  بسياري از  مسائل مفهومي و منطقي كاركرد گرايي ساختاري از جمله ابهام دچار است (همان: 165)

در حوزه جامعه شناسي نظريه كنش متقابل نمادين هم "افرادي چون  مانفور كون (1964) ٬ويليام كلب (1964) ٬ برنارد ملستر ٬ جيمز پتراس و رينولدز و بسياري از جامعه شناسان ديگر ابهام مفاهيم اساسي ميد  مانند ذهن٬ خود  ٬من و درمن را مورد انتقاد قرارداده اند چنانچه استرايكي (1980)مي گويد ابهام اين مفاهيم باعث مي شود قضاياي آزمون پذيري از نظريه كنش متقابل نمادين بدست نيايد." (ريتزر، ثلاثي،1384: 307)

"پروفسور هربرت معتقد است در ديدگاه كنش متقابل نمادين محقق بايد بيشتر به مفاهيمي كه در احساس زمينه دارند تكيه كند تا بر مفاهيم ادراكي و عيني و اين امر دريك تحقيق علمي نقصي بزرگ به شمار مي آيد چرا كه هيچ قاعده اي فرا روي محقق قرارنمي دهد تا به وسيله آن بتواند تشخيص  دهد كه كداميك از تصاوير واقعيت ،معني بيشتري مي دهد"  (توسلي ، 330:1384)

در همين راستا "انتقاد ديگري كه  به جامعه شناسي رفتاري مي شود اين است كه بسياري از چهره ها بويژه هنجارها و ارزشها را تبيين نشده مي گزارد "(همان: 448)

به طور خلاصه در ديدگاه كنش متقابل نمادي مفاهيم گنگ و مبهمي وجود دارد كه مي توان گفت به طور كلي  جامع نيستند (توسلي ،328:1384)

نظريه نظامها هم توسط لي لين فلد مورد انتقاد قرار گرفته است وي  مي گويد كه اين نظريه كليت فراگير خود را تنها از طريق انتزاع و نديده گرفتن موارد خاص عيني و خرافي بدست مي آورد " (همان: 542)

حوزه نظريات پديدار شناسي نيز در اين خصوص به شدت مورد انتقاد بوده است و حتي برخي معتقدند  پديدار شناسي به صورت يك نظريه وجود ندارد بلكه حد اكثر روشي محسوب مي شود كه بايد آن را از راه بكار بستن درمورد پديدار شناسي توسعه داد به علاوه خود همين روش هم لازم است روشنتر شود وبررسي ،تعريف و تنظيم گردد.(توسلي ، 375:1384)

 

نتيجه

همانطور كه اشاره شده بخش اعظمي از مطالب ارائه شده در حوزه جامعه شناسي  به اعتراف خود جامعه شناسان دچار ابهام هايي است كه به نظر مي رسد اين ابهام و آشفتگي داراي عنصر كليدي فاصله میان نظریه پردازی، مفاهيم و تبيین دقيق  پدیده اجتماعی و اصطلاحات به كار گرفته شده است مبهم گويي و كلي پردازي براي  محققان  پژوهش علوم اجتماعي دشوراي هاي بسياري را ايجاد كرده است متاسفانه تبديل دانشجويان به مجموعه اي از دانشهاي نظري و ناتوايي مفرط در فهم دانش جامعه شناسي  از پيامدهاي نگارش و تبيين نظريات علوم اجتماعي است بي دليل نيست كه عموم محققين  در عملياتي كردن نظريات و سازماندهي طرحهاي پژوهشي خود پريشان و متفاوت عمل مي كنند  و براي تحليل پديده هاي اجتماعي  در حقيقت كمتر به نظريات مراجعه مي كنند و اين نظريات بيشتر به عنوان كالاي لوكس گزارش هاي تحقيقي براي اعتبار بخشي به آنها مورد استفاده قرار مي گيرد  

چندی پیش یک از اساتید به کنایه و به نقل از یکی از منتقدین پژوهشگران علوم اجتماعی می گفت انتخاب موضوع تحقیقات  علوم اجتماعی کاربسیار ساده ای است کافی است دو عبارت برای جمله زیر انتخاب شود  " بررسي تاثیر نگرش ....  بر ...."

بخش عمده از دلايل  كليشه اي شدن موضوعات تحقيق به  دانش آشفته و بي سامان نظري و معضل جدي در درك و فهم اين مطالب بر مي گردد و اصولا قدرت مانور تحقيقي در حوزه هاي مختلف و پديده هاي جديد جامعه را نمي دهد.

بنابر آنچه بيان شد بي توجهي غالب  جامعه شناسان نسبت به تعیین مصادیق ،تعیین حدود و ثغور و تبیین صریح مرزهای بیان مفاهیم باعث می شود که پژهشگران دست به ابتکار بزنند و برای نظريان و مفاهيم عنوان شده در آن  به نسبت توانایی،  تجربه و همچنین دانش خود مصادیقي را جستجو کنند. و با روش همدلانه با نظريه پرداز  نسبت به تدوين لغت نامه اي مخصوص هر  دانشمند-اگر مقدور باشد همت گمارند وچه بسا بكارگيري نظریات در برخي مسائل و قضاياي پژوهشي   حتي به ذهن نظريه پرداز اول هم  خطور نكرده باشد این متد به كارگيري نظريات جامعه شناسي در تحقيقات  منجربه  كليشه اي شده ، كاهش قدرت مانور تحقيقي محققان و هرج و مرج  در تبيين مسائل پژوهشي شده است

اين معضل زماني مضاعف مي شود كه پديده مورد بررسي نيزفي النفسه نيز داراي پيچيدگي هاي طبيعي و تجربي باشد

البته برخي جامعه شناسان در بيان  علت و دليل  اين  ابهام و كلي گويي  را به  ذات چند لايه مفاهيم انساني و اجتماعي ارجاع مي دهند. اگرچه به اين موضوع تا حدي صحيح به نظر مي رسد اما بايد توجه كرد برخي علوم تاحدودي  مشابه  ديگر مانند فلسفه تاحدي از پراكندگي و آشفتگي فاصله گرفته اند و شايد دليل اصلي آن بكارگيري ابزاري دقيق به نام منطق است كه اين موضوع در بخش منطق جامعه شناسي مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 

به نظر مي رسد بايد اين جمله اميل دوركيم را بايد پس از يك قرن دوباره با صداي بلند تكرار كرد "آنچه بايد توسط جامعه شناس صورت گيرد  اين است كه مفاهيم كلي جديد را كه با احتياجات علم مناسب است وبا اصطلاحات خاصي بيان شده است از نو بسازيم اين قاعده با وجود بداهت و اهميت خود هنوز در جامعه شناسي مراعات نمي شود و چون دراين علم اموري مانند  خانواده و مالكيت و جنايت و جز اينها را مطالعه مي كنيم كه پيوست د رگفتگوها به كار مي رود اين است كه تعريف قبلي و دقيق آنها به نظر جامعه شناس كار بيهوده اي مي نمايد".( دوركيم، كاردان،1385: 47)

 

 

منابع :

 

1.             كوزر و روزنبرگ ( 1384) ،  نظريه هاي بنيادي جامعه شناختي،  ترجمه فرهنگ ارشاد،  نشري ني

2.             گي روشه ، ( 1385) ، سازمان اجتماعي  ، ترجمه دكتر هما زنجاني زاده ، انتشارات سمت

3.             وبر ماكس ،( 1384) ،   اقتصاد و جامعه ترجمه  منوچهري،ترابي نژاد،عمادزاده ، انتشارات سمت

4.             ريتزر ، جورج ، ( 1384) ، نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر ، ترجمه محسن ثلاثي ، انتشارات علمي

5.             يان كرايب ، (1386) ،نظريه اجتماعي كلاسيك ،ترجمه شهناز مسمي پرست ، نشر آگه

6.             سروش عبدالکریم ، ( 1384) ، درسهایی در فلسفه علم الاجتماع، نشر ني

7.             گيدنز ، آنتوني(1385)،  جامعه شناسي ،  ترجمه منوچهر صبوري ، نشر ني

8.             كوزر ، ليوئيس (1383)، زندگي و انديشه بزرگان جامعه شناسي ، ترجمه محسن ثلاثي ، انتشارات علمي

9.              ليتل،  دانيل، (1385) تبيين در علوم اجتماعي  ،  ترجمه عبدالكريم  سروش

10.          وبر ماكس (1382)، روش شناسي علوم اجتماعي ، ترجمه حسن چاوشيان ، نشر مركز

11.          وبر ماكس،(1384) اقتصاد و جامعه ،ترجمه دكتر منوچهري، ترابي نژاد، عمادزاده ، نشر سمت

12.          توسلی غلامعباس ( 1384) ، نظريه هاي جامعه شناسي انتشارات سمت  

13.           ترنر  جاناتان  اچ(1382) ، ساخت نظريه  جامعه شناختي  ، ترجمه دكتر عبدالعلي  لهسايي زاده ، انتشارات نويد شيراز

14.         دوركيم  اميل ( 1385) ، قواعد روش جامعه شناسي ، ترجمه دكتر علي محمد كاردان ، انتشارات دانشگاه تهران

 

 

15.        Marx  karl ,selected writing in sociology and social philosophy

16.          http://social82.blogfa.com/post-77.aspx  

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٦ - رضا غياث آبادي

تيپ شناسی انواع بوق

معني

نوع بوق

احوالپرسي با راننده آشنا

سام عليک

يه بوق کوچولو

احوالپرسي با راننده آشنا

به .... خيلي مخلصيم

دو بوق

احوالپرسي با راننده آشنا

کجايي بي وفا؟

سه بوق

ويژه مسافر کشي

کجا؟

569 بوق

صدا زدن خانم براي رفتن به مهماني

بدو بيا دير شد

بوق بدون وقفه به مدت نيمساعت

جلوي مراکز درماني و بيمارستان ها

سلام

بوق بدون وقفه معمولي

هنگام مشاهده ماشين عروس حتي خالي

معلوم است

بوق با ملودي يا آهنگ عروسي

نشانه ذوق سرشار راننده

ندارد

نصب بوق قطارروي پيکان

نشانه بزرگواري موتور سوار

ندارد

نصب بوق کاميون روي موتور سيکلت

ويژه رانندگاني که عشق پليس بازي دارند

ب بو ... بي بو

نصب آژير به جاي بوق

ويژه روستاييان عزيزي که سالهاست از روستا دور مانده اند و دچار دلتنگي اند

قو قولي قو قو

نصب صداي خروس به جاي بوق

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦ - رضا غياث آبادي

نگاهی به وبر

منبع : باشگاه اندیشه

ماكس وبر، تأثيرگذارترين (واز بسيارى جهات عميق ترين) دانشمند علوم اجتماعى قرن بيستم به شمار مى رود. وبر به پژوهش هاى مربوط به ساختار اجتماعى مدرن، به تحليل اقتصاد و قانون، به تحليل مقايسه اى و تطبيقى تمدن ها و به روش شناسى علوم اجتماعى مددهاى فراوان رساند. اما آنچه به كل كارهايش وحدت و معنا مى بخشد تأملات عميق او درباره مسأله معنى در فرهنگ بشرى است. او از تعارض ميان آنچه خودش نيازهاى متافيزيكى روح انسان مى ناميد ازيك سو و الزامات و تنگناهاى حيات اجتماعى و حدود استقلال و خودسالارى تاريخى انسان ازسوى ديگر به خوبى آگاه بود.

كار روش شناختى وبر غالباً كوششى براى جداشدن و فاصله گرفتن از جريان پرتلاطم تاريخ تلقى شده است. به عقيده وبرعلم اجتماعى راه و روشى منظم براى شناخت واقعيت است اما منزلت علمى آن مستلزم اعلام قوانين عام صريح از آن نوع كه مثلاً در فيزيك بسط يافته است نيست. بلكه در نزد او علم اجتماعى معطوف به پيچيدگى ها و توالى هاى تاريخى خاص است. وبر برتمايز علوم انسانى و اجتماعى از علوم ديگر تأكيد مى ورزيد اما تسليم در برابر ذهن گرايى تام و تمام و يا تاريخ گرايى نسبيت انگار را رد مى كرد. به عقيده او علم اجتماعى برپايه فهم و شناخت انگيزه ها و محركات اجتماعى در بسترهاى اجتماعى، استوار است. او اين انگيزه و محركات را اعتقادات يا ارزش هايى مى داند كه در بنيان اعمال انسان قراردارند و نه مجموعه اى از سوائق و انگيزه هاى زيستى.

وبر در تحليل فرهنگى و اجتماعى خود از غرب، سازمان يافتگى اجتماعى، سياست و فرهنگ دنياى مدرن غرب را نتيجه روند برگشت ناپذير عقلانى سازى يعنى قراردادن همه چيز برپايه عقل (Rationalization) مى داند. در اين وضعيت فعاليت افراد تحت كنترل قواعد و موازين روشن و صريح قرارمى گيرد و ارتباط غايات با وسايط در معرض آزمون ها و بازنگرى هاى مستمر واقع مى شود. عقلانى سازى يا عقل حسابگر را فرمانرواى زمين ساختن موجب مى شود كه روابط و نسبت هاى بازار به شكلى نامحدود توسعه و گسترش يابد و اقتصاد سرمايه دارى گسترش انفجارگونه پيداكند. جداشدن بازار (Market) از اجتماع، خانواده و دولت حاصل كار قوانين و قانونگذاران مدرن است. برهمين اساس سازمان ادارى يا ديوانسالارى (Bureaucracy) با قواعدى كه دارد با ايجاد مانع بر سر راه پيشرفت اقتصادى مخالفت مى ورزد. وبر در اينجا از پديده اى سخن مى گويد كه ديگران از آن به سكولاريزاسيون (عرفى و غيرقدسى يا دنيوى و غيردينى ساختن) اصطلاح مى كنند. در واقع بخش اعظم تحليل هاى جديد درباره سكولاريزاسيون ريشه در آثار وبر دارد.

وبر با وجود آنكه خود را چندان با امور دينى هماهنگ نمى ديد، پژوهش هاى متعددى درباره دين و جامعه انجام داد كه هنوز نوبودن شان را حفظ كرده اند. او پژوهش در اين باره را با تحقيق درباره آيين پروتستان آغاز كرد كه حاصل آن كتاب مشهور اخلاق پروتستان و روح سرمايه دارى (۱۹۰۵) بود (اين كتاب به فارسى ترجمه و منتشر شده است). وبرمى نويسد كه قصدش در اين كتاب آن نبوده كه يك تفسير ايده آليستى يك جانبه از ظهور سرمايه دارى را در برابر تفسيرى ماترياليستى كه به همان اندازه يك جانبه است قراردهد. در واقع كارهاى او درباره آيين پروتستان بسيارى از مفاهيم جامعه شناختى را كه بعدها در پژوهش هايى راجع به يهوديت قديم و نيز اديان چين و هند و اسلام شرح و بسط يافتند به كار مى گيرد. مطالعات وبر درباره اديان جهان همچون كارهايش درخصوص آيين پروتستان حاكى از نقد معنوى او از فرهنگ مدرن است. به عقيده وى اديان جهان تئوديسه ها يا نظام هايى اند براى پاسخ گفتن به مسأله شر و رنج و يارى رساندن به انسان در مواجهه با شر و محنت جهان. چنانكه تالكوت پارسونز خاطرنشان كرده است مسأله معنى دربحث وبر راجع به دين و در نتيجه نظريه عدل الهى و مواجهه با مسأله شر (theodicy) نقشى محورى دارند. از اين جهت اعتقادات دينى كوشش هايى هستند براى معنى بخشيدن به زندگى و پرداختن به فاصله هاى ميان انتظارات و وضعيت هاى واقعى. وبر بدين ترتيب مفهوم الهياتى يا كلامى عدل الهى (تئوديسه) را به بحث درباره ماهيت مقولات و مفاهيم دينى شرح و بسط مى دهد. هدف او آن بود كه با استفاده از مفهوم تئوديسه به تحقيق درباره شرايط و تأثيرات تئوديسه هاى متفاوت در فرهنگهاى متفاوت بپردازد.

به عقيده وبر دينها بطور كلى سعى كرده اند به پرسش هاى دشوار و عميق آدمى پاسخ دهند. گاه اديان دنياهاى خود را تصديق كردند، گاه ردش كردند و در مجموع بدون استثنا بدانها شكل دادند. برخى معتقدان به اديان، خودشان را ابزارى فعال در دست نيروهاى فوق طبيعى تلقى كرده اند و برخى ديگر ظرف هايى منفعل براى الوهيت. بارى، همه آنها به مقابله با امور ظاهرى و عرفى پرداختند و در جست وجوى ذات و حقيقت اشيا برآمدند. به عقيده وبر اديان پيوسته با ساختارهاى عينى وجود با دولت با نيروهاى اقتصادى و با نيازهاى فورى و زودگذر جنسى مغايرت داشته اند. «دلزدگى و فاصله گرفتن از دنيا» كه آيين تقديرگراى كالون بدان دامن مى زد نيز باعث به حاشيه رانده شدن كيفيت غيردنيوى متافيزيكى دين شد. ديوان سالارى و سازمان ادارى معاصر و جامعه سرمايه دارى نيز حسابگر و سوداگر و فاقد شعر است و فقط با نثر پيش پا افتاده و يا مبتذل سخن مى گويد. يعنى در يك جامعه سرمايه دارى زبان هم از منزلت حقيقى اش فرو مى افتد. به ديد وبر احياگرى هاى دينى هم، چون اصيل نيستند ره به جايى نمى برند و محكوم به شكست اند. اديان كاذب مربوط به زيبايى شناسى و امورجنسى در دنياى مدرن غرب نيز نمى توانند كاركردهاى اخلاقى اديان تاريخى را داشته باشند. آنها در واقع چيزهايى تزيينى براى برخى روشنفكران هستند و نه آيين هايى كه بتوانند ملت ها را به جنبش درآورند.

ردمعنويت گرايى سطحى پيامد ضرورى رهيافت سياسى مورد علاقه وبر است. اخلاق مسؤوليت محور او جزئى از نگرش آيين پروتستان است، تصميم به پرداختن به امور اين جهان حتى وقتى جهان تباه و سبعانه يا صرفاً مادى است. ماكس وبر بر متفكرين و نويسندگان متعددى تأثير گذاشته است از جمله ريمون آرون، گئورگ لوكاچ، كارل مانهايم، كارل اشميت، تالكوت پارسونز، رابرت بلا (Bellah)، راينهارت بنديكس و نيز متألهان پروتستان آمريكا از جمله ريچارد نيبور، راينهولت نيبور و مورخانى مانند پرى ميلر. آنها (مطمئناً به علاوه بسيارى از همتايان اروپاى قاره اى شان) انديشه هاى وبر را براى اهدافى كه وفادار به مقصود اصلى اوست شرح و بسط دادند: «نقادى آيين پروتستان ازخودش.»

 

سكولاريسم:

در شرح و توضيح انديشه هاى وبر راجع به سكولاريسم براين ترنر در كتاب وبر و اسلام (۱۹۷۸) مى نويسد: برخلاف بسيارى از نظريه هاى خوش بينانه روزگار، جهان نگرى وبر مصبوغ به چيزى بود كه آلوين گلدنر آن را «آسيب متافيزيكى» اصطلاح كرده است. وبر در حالى كه آشكارا نسبت به تحولات نهادگرايانه و نهادى (institutional) روزگار خويش نظرى منفى داشت ترس هاى بدبينانه اش بيشتر معطوف به مسأله ارزش هاى مدرن، آگاهى اجتماعى و تجربه ذهنى يا انفسى جامعه اى عقل گرا بود. ازنظر او مسأله اى كه انسان مدرن با آن روبرو است اين است كه حوزه هاى اجتماعى و خصوصى زندگى از بيخ و بن گزاف و بى معنى شده است. نظام هاى قانونگذارى، معرفت علمى، سازماندهى عقلانى، مى توانند زمينه مناسبى براى رسيدن به مقاصد اجتماعى و امور زندگى فراهم كنند اما چنين روش هايى نمى توانند به ما كمك كنند كه در بين ارزش هاى مطلق يا بين اهداف و مقاصد رقيب كدام يك را انتخاب كنيم. معرفت علمى نمى تواند ما را در اتخاذ تصميم هاى اخلاقى يارى كند وقتى با راه هاى مختلف براى رفتار مواجه هستيم. نهايت آنكه علم درمورد مسأله صورتبندى و رسيدن به يك زندگى نيك راه به جايى نمى برد. شرح و توصيف وبر از شكاف و فاصله ميان معرفت عقلى (rational) و حكم اخلاقى پيوند نزديكى دارد با فلسفه علوم اجتماعى او به ويژه با مفهوم خنثى بودن اخلاقى. بخشى از برهان وبر حول اين نظر دور مى زند كه همواره منطقاً نادرست خواهد بود كه كسى از يك دعوى مربوط به امور واقع (factual claim) حكمى اخلاقى استنتاج كند. مثلاً توصيف نابرابرى اجتماعى اين اجازه را به جامعه شناس نمى دهد كه نتيجه بگيرد ساختار طبقاتى بايد تغيير كند چون جملاتى را كه حاكى از «بايد» هستند فقط مى توان از جملات اخلاقى ديگرى استنتاج كرد. ترنر در ادامه مى گويد: از اين نظر وبر ظاهراً از تحليل مشهور ديويد هيوم در مورد مسأله «بايد وهست» (is- ought) تبعيت كرده است. اما اگر نمى توان پيوندى ميان معرفت علمى و تصميم هاى اخلاقى برقرار كرد پس چرا وبر معتقد بود كه جوامع مدرن مسائل و معضلات بسيار خاصى راجع به معنى پديد آورده اند؟ پاسخ اين دشوارى را بايد در شرح و توصيف وبر از محتواى سكولاريسم جست وجو كرد.

وبر از وضعيت مدرن و جامعه سكولار به عنوان «افسون زدايى از جهان» ياد مى كند. از نظر او وضعيت ياد شده معلول اين واقعيت است كه انسان ديگر خود را در يك دنياى قدسى با نيروهاى سحرآميز و فوق طبيعى نمى يابد. على الاصول «هيچ نيروى رمز و رازآميز محاسبه ناپذيرى در كار نيست كه نقشى ايفا كند. ديگر نيازى به توسل جستن به نيروهاى سحرآميز و فوق طبيعى نيست.» انسان در جامعه اين عصر هر روز بيشتر نسبت به زندگى، دلزدگى و خستگى پيدا مى كند چون درك او از واقعيت ضرورتاً موقتى (و پاره پاره) است.

برهان وبر در بحث راجع به سكولاريسم چندان وابسته به اين قول نيچه نيست كه «خدا مرده است» بلكه استدلال مى كند كه جامعه مدرن خدايان بيشمار و رقيبى كه يا از لحاظ فردى و يا از لحاظ اجتماعى هيچ قدرتى ندارند پديد آورده است. پيشرفت و توسعه علم و تخصصى شدن روزافزون همه حوزه هاى معرفت منجر به پيدايش جهان بينى ها و تفسيرهاى بيشمارى از واقعيت شده است اما دقيقاً به اين علت كه اين تفسيرها بيشمارند نمى توانند دعوى هيچ ارزش مطلقى كنند. عالم واحد و يگانه مسيحيت و تمدن يونانى جاى خود را به دنيايى كثرت گرا داده كه در آن هيچ مجموعه اى از ارزش ها نمى توانند معنا و مفهوم منسجم و قانع كننده اى به زندگى در سطح فردى و اجتماعى ببخشند. انسان جديد در يك سطح نامتناهى بى افق مستقر است، يك ابديت غيردينى و دنيوى (سكولار) و عارى از معناى غايى. سكولاريسم در سطح عمومى خلأيى اخلاقى به وجود مى آورد كه با پيشرفت علمى و يا توسل به خدايان كهن پر نمى شود. اين تصوير تكان دهنده از جهان افسون زدايى شده كه وبر در دو خطابه راجع به علم و سياست در سال ۱۹۱۹ طرحى از آن به دست داد پيش از آن در كتاب مهم اخلاق پروتستان و روح سرمايه دارى (۱۹۰۵) مطرح شده بود. وبر معتقد بود كه اخلاق پروتستان زمينه اساسى براى ظهور سرمايه دارى، عقل محور را فراهم آورد اما گسترش بيشتر سرمايه دارى،ديگر متكى بر آن نبود. سرمايه دارى جامعه اى به سان ماشين پديد آورد با روش هاى عقلانى فاقد معنا يا ارزش درونى كه انسان در آن تقريباً مانند چرخ دهنده اى بى فكر عمل مى كند. وبر همچنين بر اين نظر بود كه آيين پروتستان به شكلى متناقض نما راه را براى سكولاريزاسيون هموار و بدين ترتيب حكم مرگ خود را صادر كرد. آيين پروتستان (protestantism) بخش بيشتر عالم مقدس كهن را با از ميان برداشتن سحر، با محدود كردن اهميت مناسك و آداب دينى و نمادپردازى و با جدايى انداختن ميان امر قدسى و امر سكولار (عرفى يا دنيوى و غيرقدسى) و تحديد آنها ويران ساخت. آيين پروتستان انسان قرون وسطايى را از جامه سحرآميز و آيينى اش بيرون آورد و او را برهنه در برابر خالقش قرار داد و بدين ترتيب راه را هموار ساخت براى ظهور انسان اقتصادى (economic man) كه بى برگ و برهنه در برابر نيروهاى بى رحم بازار قرار دارد.

به عقيده وبر در جامعه اى كه سكولاريزه شده زندگى اجتماعى به طور كلى بيشتر به امرى سنجش پذير و محاسبه اى بدل مى شود و هر حوزه اى از فعاليت استقلال و خودسالارى پيدا مى كند و از هر گونه دعوى جهان شمولى يا مرجعيت عام خوددارى مى ورزد. اين تغييرات نهادى تجربه انسان را دگرگون مى سازد. فرد مجبور مى شود ميان ارزش هايى كه متغير و جزيى اند دست به انتخاب بزند. نتيجه چنين وضعيتى بحران وجودى در نسبت با معناى زندگى است. از آنجا كه ارزش ها (values) ديگر صاحب اقتدار و مرجعيت نيستند و بنيانى علمى ندارند انتخاب نهايتاً به امرى دلخواهانه و غيرعقلى بدل مى شود. دردنياى سكولار تنها جا براى دين در حوزه امور بين الاشخاص است نه حوزه روابط عمومى و اجتماعى. اين نظريه وبر كه سكولاريزاسيون متضمن كثرت ارزش هاى متعارض و رانده شدن نهادينه دين به قلمرو انتخاب هاى كاملاً خصوصى است از يك سو و اين موضوع كه سكولاريزه شدن، محصول اجتماعى سرمايه دارى و پروتستانتيسم بود از سوى ديگر، خط اصلى بسيارى ازتحقيقات جامعه شناختى معاصر را تشكيل مى دهد..

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳ آذر ،۱۳۸٦ - رضا غياث آبادي

شوخی با مکاتب سياسی

سوسیالیسم : باید همسایه مان را هم در شیرشان شریک کنیم . 

کاپیتالیسم : شیرهایشان را روی زمین می ریزیم تا قیمتها پایین نیاید .  نازیسم  : دولت به سوی شما تیر اندازی میکندو گاوها را به زور از شما میگیرد .

آنارشیسم : گاوها شما را میکشند وسپس یکدیگر را می دوشند .   

آپارتاید : شیر گاو سیاه را دوشیده و به گاو سفید میدهید وحق دوشیدن گاو سفید را  هم ندارید .  

فمنیسم : به هیچ وجه حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید . 

کمونیسم : بر اثر تضاد دیالکتیکی بین گاو سیاه و گاو سفید جهان به سوی ظهور گاو بدون رنگ میرود .

دموکراسی : برای دوشیدن گاوها باید از آنها رای بگیرید .

لیبرالیسم : آنهارا نمی دوشیم چون آزادی شان محدود می شود .

داروینیسم : بر طبق اصل تنازع بقاء گاو ضعیف گاو قوی را سواری می دهد .

سازمان ملل : گاو سفید حق استفاده گاو سیاه را از چراگاه وتو میکند .

بوروکراسی : برای گرفتن مجوز دوشیدن گاوها بیست فرم را در ده نسخه پر  میکنید .پس از هفت سال نوبتتان می شود ولی دیگرگاوها از شیر  دادن افتاده اند .

ایده آلیسم : شیر گاوهارا میفروشید به امید آنکه بتوانید با پولش ازدواج کنید و

همسرتان آنها را برایتان بدوشد .

پلورالیسم : هر کدام از گاوها بایدبتوانند صدای خودرا به گوش دیگری برسانند

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٦ - رضا غياث آبادي

چند خبر از سايت ها

  • جمعي از مردم شهرستان رودبار روز دوشنبه گذشته در مسير عبور معاون اول رييس جمهوري و وزراي همراه وي تجمع كردند . اين عده با ابراز گلايه از بي توجهي مسئولين در دادن پاسخ به نامه هايي كه در سفر رياست جمهوري نوشته اند، خواستار پاسخگويي به اين نامه ها شدند

  • شنيده شده يك نامزد احتمالي انتخابات آينده مجلس در  يكي از شهر هاي استان لرستان براي كسب راي بسته‌هاي شكلات را بسته بندي كرده و در هر بسته دو كارت تبليغاتي منقش به عكس و شعارتبليغاتي اش درمناطق حاشيه‌اي شهر كه بيشتر فقيرنشين هستند، توزيع كرده است
  • در پي ابراز عدم تمايل مهندس باهنر براي کانديداتوري مجلس دردور آينده از يکسو و عدم حضور در گروه تصميم گيرنده 5+6 اصولگرايان در بعضي از محافل گفته مي شود احتمال حضور باهنر در کابينه افزايش يافته است.يک منبع مطلع  گفت: در بعضي از محافل از امکان پيوستن باهنر به کابينه سخن مي گوينداما در مورد سطح آن يعني معاون اولي ؛ وزارت يا سطوح ديگر هنوز تصميم قطعي گرفته نشده است .
  • سازمان حقوق بشر سوريه اعلام كرد: به دنبال صدور احكام قضائي اعدام براي سه تن از عوامل بمب‌گذاري‌هاي اهواز كه از سوي دولت سوريه تحويل ايران شده‌اند، برخي از نهادهاي غيردولتي دمشق نيز در حال رايزني و تلاش براي جلوگيري از اجراي حكم اعدام اين مجرمان هستند

  • تعداد کانديداهاي قايم مقامي صداو سيما به سه تن رسيده است. پيش از اين از احتمال قايم مقامي دارابي سخن به ميان آمده بود در حالي که اکنون خبر از طرح نام صوفي و  محسن مهاجراني توسط بعضي محافل ياد مي شود. شنيده شده تمايل رياست صداوسيما به صوفي بيشتر است

  • سردبیر روزنامه آفتاب یزد در گفتگو با اين سايت  با بیان اینکه این روزنامه بیشترین انتقاد را نسبت به دولت داشته است و جایزه این انتقادها را از دولت که کم شدن 60 درصدی سوبسید این روزنامه بود گرفته است
  • بر اساس نظر سنجی موسسه گالوپ و روزنامه یو اس آ تودی 73 از مردم امريكا  درصد از کسانی که مورد نظر سنجی واقع شده اند، گفته اند که آمریکا باید از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک و تحریمهای برای توقف برنامه هسته ای ایران استفاده کند؛ 18 درصد نیز حامی حمله نظامی بوده اند.

  • - نظامیان آمریکایی اعلام کردند 9 ایرانی بازداشت شده در عراق از جمله دو تن از 5 بازداشت شده در شمال عراق به اتهام حمایت از مبارزان شیعه را آزاد می کنند

  • مدیر عامل شرکت ارتباطات سیار، از ساخت یک سرور ویژه برای برخورد با مزاحمان «اس ام اسی» و «ام ام اسی» خبر داد.

     

  • دبير سرويس اجتماعي يكي از روزنامه، ادعا كرد دليل اخراج وي، تن ندادن به انتشار گزارشهايي بوده است كه بنا بر توافق ميان اسپانسر مالي اين روزنامه و شهرداري تهران، تهيه شده بوده است.
  •  

    حسين مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي در ادعايي عجيب و غيرواقعي عليه رئيس جمهور گفت: احمدي نژاد معتقد بود 2 ماه بعد از رئيس جمهور شدنش امام زمان(ع) ظهور مي كند و براي كشورهاي غربي استاندار هم تعيين كرده بود تا دست امام زمان بعد از ظهور بسته نباشد.وي در مصاحبه با اين سايت  زمان و مكان بيان اين جملات از سوي رئيس جمهور را بدون پاسخ گذاشت

  • محمدتقی رهبر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با انتقاد از محتوای غیراخلاقی فیلم «ک» كه در حال اكران است  گفت که اگر فیلمی اکران می‌شود و مقررات اسلامی در آن رعایت نشده اشتباه آن برعهده نهاد مسئول است.
  • جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي با ارسال نامه اي خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما ، از رسانه ملي درخواست كرد به موضوعات اقتصادي در تهيه برنامه ها  اهميت بيشتري داده و در شفاف‌سازي بيشتر بكوشد.
  • گفته مي شود نمايندگاني از طرف دولت ايران پس از مذاكره با شركت زيمنس آلمان، تفاهم نامه احداث 39 كيلومتر مونوريل در تهران را به ارزش 560 ميليون يورو امضا كرده اند  بر اساس اين موافقتنامه، شركت زيمنس آلمان متعهد مي شود ظرف 18 ماه پروژه مونوريل را در مسيري چهار ضلعي تكميل و تحويل دهد.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٦ - رضا غياث آبادي